❇️مفاهیم و رویکردها (۲)
✍️عباس کاظمی
قائم مقام دبیر کل سازمان معلمان ایران
اختصاصی سخن معلم
در ادامه نگاهی به مفاهیم و رویکردها از نظر صاحب نظران و بعد از توضیح مختصر مفهوم جنبش های اجتماعی ،به تعاریف و ویژگی ها و پیامدهای «انقلاب» از زاویه نگاه اندیشمندان می پردازیم .در مورد انقلاب و انقلاب های صورت گرفته در جهان ،کتاب ها و مقالات بسیاری نوشته شده که علاقمندان می توانند مطالعات وسیع تر و عمیق تری داشته باشند ،این نوشتار خیلی مختصر به این موضوع می پردازد و انتظار ادای حق مطلب را نیز ندارد.
⭕️ انقلاب
انقلاب ( Revolution) به معنای زیر و رو شدن یا پشت رو شدن و تحول است ، در نگاه جامعه شناسان هر جنبش اجتماعی توده ای که به فرآیندهای عمده اصلاح ودگرگونی اجتماعی بینجامد،انقلاب گفته می شود .انقلاب های بزرگ به آن دسته از انقلاب ها گفته می شوند که با تغییرات اساسی در حکومت و ساختار اجتماعی یک کشور یا جامعه همراه بوده اند ،از انقلاب های مهم می توان به انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه و انقلاب اسلامی ایران و انقلاب دوم فرانسه اشاره کرد۱
جک گلدستون مورخ انقلاب ها، انقلاب را به شرح زیر تعریف می کند:
انقلاب بسیج توده های وسیع مردم است برای سرنگونی قهر آمیز یک حکومت و ایجاد تغییرات سریع و ناگهانی در نهادهای سیاسی کشور،ایدئولوژی محرک این انقلاب ها به طور معمول چشم اندازی از برقراری دمکراسی و عدالت اجتماعی را ترسیم می کند۲
🔹عوامل شکل گیری انقلاب ها
مارکس بر« چاره ناپذیری » یا ضرورت انقلاب سخت تاکید داشت. وی می گوید: آخرین کلام علم اجتماعی بر آستانه هر نوسازی جامعه همیشه این خواهد بود:
« پیکار یا مرگ،نبردی خونین یا نابودی،بدین سان مسئله چاره ناپذیر می نماید»
مارکس بر آن بود که انقلاب ناشی از تکامل نیروهای تولید گر جامعه است و از ناسازگاری آن نیروها با روابط سیاسی و اجتماعی کنونی،پدید می آید، هنگامی که بحران ها انباشته و سخت می شوند و طبقات زیر دست نمی خواهند در وضعیت کنونی بمانند و طبقات زبردست نیز نمی خواهند قدرت خود را از دست بدهند ، این بر خوردها به انقلاب های خونین می انجامند۳
حسین بشیریه که پژوهش ها و کتاب های متعددی در علوم سیاسی دارد، انقلاب های سیاسی را نتیجه گردهمایی هشت عامل می داند،که چهار محور آنان را مرتبط یا در درون نظام های سیاسی می داند که عبارتند از :
✔️بحران مشروعیت ،که به واسطه عملکرد نظام سیاسی ،مشروعیت اجتماعی اش را از دست می دهد.
✔️بحران ناکارآمدی، که نظام حاکم به واسطه ناتوانی در حل بحران های اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی در اذهان عمومی ناکار آمد تلقی می گردد.
✔️بحران وحدت درونی، که در بین حکومت گران وحدت در شیوه های حکمرانی نباشد. و اختلاف نظر وجود داشته باشد.
✔️و چهارم اینکه حکومت قدرت سلطه و سرکوب را نداشته باشد.
و چهار محور دیگر را مرتبط با جنبش های اجتماعی و در درون جامعه می داند.که عبارتند از:
✔️وجود نارضایتی عمومی،
✔️سازمان دهی یا وجود تشکیلاتی قوی و ائتلافی گسترده درون جامعه برای شکل گیری اعتراضاتی منسجم.
✔️سوم ایدئولوژی یا برنامه جایگزین نظام حاکم،هم نوع حکومت و هم نوع نظام سیاسی مشخص باشد و مقبولیت عمومی داشته باشد .
✔️و چهارم وجود رهبری فردی یا جمعی با مقبولیت گسترده اجتماعی۴
وی معتقد است که در صورت وجود این هشت عامل شکل گیری انقلاب ها محتمل است
🔹ویژگی انقلاب ها:
همان طور که در تعریف انقلاب و عوامل پدید آورنده آن ذکر شد، انقلاب ها، حاصل انباشت بحران های مختلف اقتصادی ،اجتماعی ،فساد ها و اختلاس ها و رسوایی ها و در نتیجه نارضایتی عمیق از وضع موجود و سریع و ناگهانی و قهر آمیز همراه با خشم مردم و خشونت هستند . از دیگر ویژگی های آنان پیش بینی ناپذیری آنان است گلدستون می گوید :اگر زلزله را می شود پیش بینی کرد ،انقلاب را هم می شود.
🔹پیامد های انقلاب ها:
آینده بعد از پیروزی انقلاب ها نیز غیر قابل پیش بینی است ،انقلاب ها الزاما به دمکراسی و آزادی و حکومت مردم ختم نمی شوند ،بلکه برعکس ممکن است که انقلاب حاکمان دیگری را به قدرت برساند که بی رحمانه تر و وحشیانه تر از قدرت سرنگون شده باشد .
رژیم های بر آمده از انقلاب اکثرا در گیر جنگ داخلی و یا با همسایگان می شوند و بی ثباتی داخلی یا بی نظمی منطقه ای را شکل می دهند ،با شکل گیری جنگ ها ،سازمان های سیاسی رقیب مانند احزاب سیاسی، سندیکاها ، آزادی بیان و قلم نابود می شوند و در پایان جنگ ها هم ،نظامیان برگشته از جنگ ها در عرصه های مختلف قدرت فراوانی پیدا می کنند و سهم بیشتری طلب می کنند۵
مفاهیم و رویکردها (۲)
🔹انقلاب و امید
هیچ چیز به اندازه انقلاب به طور همزمان امید نمی بخشد و به امید خیانت نمی کند .
خیزش های عربی ،چهار دیکتاتور ریشه دار را در تونس،مصر ،یمن و لیبی سرنگون کردند …. همه آنها تحت تاثیر احساسات ضد امپریالیستی،ضد سرمایه داری و عدالت اجتماعی بودند…با این حال همین خواسته ها و خواسته های فرو دستان محقق نشدند و در نهاد های رژیم های سابق تغییر چندانی صورت نگرفت، حاکمان قدیمی اغلب موقعیت خود را حفظ کردند،حکومت های جدید اقتدارگرا،باسرکوب مخالفین و نادیده گرفتن مطالبات فرودستان ونامیدی شکل گرفت و مردم سر خورده، از مرگ انقلاب های شأن ماتم گرفتند .ناامیدی نه تعجب آور است و نه مختص انقلابیون عرب.
اکثر انقلاب ها به تضعیف روحیه وناامیدی عمیق انجامیده. اثر مشهور هگل پدیدار شناسی روح(۱۸۰۷) به عنوان یک سوگواری فلسفی تاریخی برای شکست زود هنگام در انقلاب فرانسه توصیف شده است. عده زیادی از انقلابیون روسیه زمانی که استالین در سال۱۹۲۲ به قدرت رسید اقدام به خودکشی کردند….یک دهه پس از انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه به جنگ داخلی خونینی رفت که صدها هزار نفر را به کام مرگ برد….انقلاب انگلستان به دنبال جنگ داخلی و ویرانی ،دویست هزار کشته از خود بجای گذاشت….انقلاب ۱۹۱۷ روسیه نیز درگیر جنگی میان ارتش سرخ و سفید های ضد انقلاب شد که برای میلیون ها نفر مرگ وتباهی ببار آورد….نیگاراگوئه جنگ فرسایشی کنترا را از سر نخگذراند که خسارت سنگینی به اقتصاد ،جامعه و بهزیستی مردم زد.
⭕️ آیا انقلاب ها ارزش این همه عشق،رنج،اندوه و فداکاری را دارند؟
انقلاب معنایی بیش از تغییر رژیم و اصلاح نهادها را دارد.من به درکی پیچیده از انقلاب مشابه آنچه ریموند ویلیامز آن را « انقلاب طولانی» نامید می اندیشم،یعنی فرایندی که دشوار است.به این معنا که تلفیقی و چند وجهی است « کامل» است به این معنا که تغییر نه فقط سیاسی و اقتصادی بلکه اجتماعی و فرهنگی نیز هست، و عمیق ترین ساختارهای روابط و احساسات « انسانی» را در بر می گیرد۶
⭕️ آیا انقلاب آسیب است یا درمان؟
آیا انقلاب را باید همچون ارسطو یا ماکیاولی و هابز جزیی از مصائب و بلایای اجتماع دانست و یا چون مارکس آن را علاج و «مامای تاریخ» به شمار آورد؟
بشیریه با تمثیلی پزشکی ،انقلاب را چون دارویی غلط یا بی اثر می داند که بیش از حد تجویز شده باشد و ممکن است به تشدید بیماری و یا مرگ بیمار منجر گردد، آنگاه به دلایل مسخ و کج روی و انحراف انقلاب ها می پردازد که در زیر مختصراً به آنها اشاره می شود:
✅۱- تعویض و تغییر هدف های آن ها از آزادی مثبت یعنی آزادی مشارکت و تصمیم گیری همگان در سیاست، به آزادی منفی یا رهایی از فقر و نابرابری و عدالت که سخت قابل تعبیر و تفسیر است و انقلاب سیاسی را از مسیر خارج می کند و دستاویزی برای قبضه قدرت می گردد. در روسیه نیز به جای پروژه سیاسی اولیه وعده نان و کار دادند …..که به تمرکز قدرت در دست انقلابیون انجامید. آلبر کامو گفته است که «قصه عدالت و رفاه مردم لالایی دیرینه ای است که خودکامگان و مردم فریبان همواره می خوانند.
✅۲- تغییر و تعویض ناگهانی وپیش بینی ناپذیری ایدئولوژی انقلاب، درانقلاب انگلستان ایدئولوژی پارسایی به سرعت جانشین ایدئولوژی پارلمانتاریسم شد. در فرانسه ژاکوبنیسم بعنوان مرامی توتالیتر جانشین مفاد اعلامیه حقوق انسان و شهروند شد. در چین اندیشه مبارزه با جهانخواران جانشین مبارزه با خود کامگی داخلی گردید.
✅۳- اندیشه یا توهم یوتوپیا و ناکجا آباد؛ درهمه انقلاب ها فرصت و قدرت به طور ناگهانی به دست کسانی می افتند که توقع و انتظار آن را نداشتند، گمان می کنند هر کاری از دستشان ساخته است، پس میدان ومجال خیال وتوهم باز می گردد، به یکباره سخن از نجات بشریت می گویند و بر قراری ناکجا آباد و به اعمال خشونت برای رفع موانع نیازمند می گردند، ناکجا آباد گرایی، موجب خشونت و حکومت هراسی و تمامیت خواهی و ترکیبی از پادگان و گورستان و زندان می شود. و وعده یوتوپیا موجب تمرکز قدرت در دست حاکمان می شود.
✅۴- قدرت طلبی و فرصت طلبی، از دیگر عوامل انحراف انقلاب هاست، آندره ژید گفته است که « هیچ انقلاب ملی نیست، پیروزی هر انقلابی به معنی پیروزی گروه خاصی است ».✅۵- وقوع جنگ ها، نیز دلیل و بهانه دیگری برای کجروی وتمرکز قدرت است، محرمانه شدن امور، کنترل اطلاعات، شرایط جنگی وخطرخارجی، نتیجه این شرایط اغلب بر آمدن نیرو های نظامی به عنوان تکیه گاه اصلی حکومت خواهدبود.
✅۶- خودشیفتگی رهبران پیدایش کیش شخصیت؛ به گفته اریک هافر « رهبران خود کامه و خود شیفته می خواهند پیروان خود را به حیوانات دست آموز و مقلد تبدیل کنند ». هیتلر نیز گفته بود « خوشا به حال رهبرانی که پیروانشان فکر نمی کنند».
✅۷- گرایش به پدید آوردن مردم فریبان؛ مردم فریبان با دادن وعده های بزرگ و ایجاد دو قطبی درون جامعه و دعواهای خانگی سعی در قبضه قدرت دارند۷
اندیشمندان با بهره از داده های بدست آمده از پژوهش های علمی ، انقلاب ناگهانی و یکباره و خشونت آمیز را با توجه به پیامد های انقلاب ها و بررسی های تاریخی نه تنها مفید نمی دانند بلکه بر تغییرات با گام های صبورانه و طولانی در زمینه های اجتماعی و فرهنگی و احساسات انسانی تاکید دارند ،تا حاصل ماندگار و پایدار و غیر قابل بازگشت باشد. اگر گذار و تغییرات مبتنی بر مطالبه ای مشخص و آگاهانه و دموکراتیک باشد. به احتمال قوی راه بازگشت سلطه اقتدارگرا ها ودیکتاتورها را خواهد بست و با هزینه های مادی و معنوی کمتر اما صرف زمان بیشتر ،تغییراتی نهادی وبا ثبات و ماندگار رقم خواهد زد .ضرورت دارد که همه کنشگران سیاسی و اجتماعی ،از تحولات تاریخی آگاهی لازم را داشته باشند و آگاهی جامعه را نیز ارتقا دهند تا از تحمیل آسیب های اجتماعی پرهیز شود.
منابع :
۱- ویکی پدیا
۲- گلدستون,جک.(۱۳۹۶) مقدمه ای بسیار کوتاه بر انقلاب ها،تهران ،نشر کویر ص ۱۹
۳- باتومور،ت،ب.(۱۳۹۷) گزیده نوشته های مارکس ترجمه پرویز بابایی،تهران انتشارات نگاه،ص۲۹۷
۴-بشیریه ،حسین .(۱۳۹۴)از بحران تا فرو پاشی ,تهران، نشر نگاه معاصر ص۷
۵-بهتونی،علیرضا.(۱۴۰۲) انقلاب یا گام های صبورانه در راه گذار،نشریه ایران امروز
۶-بیات ،آصف.(۱۴۰۲) انقلاب بدون انقلابیون ،ترجمه علیرضا صادقی و رضا آرت ،تهران انتشارات شیرازه،ص ۲۵۸ تا۲۶۸
۷-بشیریه،حسین.(۱۳۹۸) از این جا تا ناکجا،تهران، نشر نی، ص۹۰تا ۹۴







