هی روزگار
آن گاه که بر زادگاه زندگان «زمین »قدم می گذاری، تا هنگامی که در بطن سرد زمین پنهان می گردی درازای زندگی نامندش ،اما پهنای زندگی حکایتی دیگر دارد ،در درازنای زندگی چه فراز وفرودها که نمی بینی به سورها وسوگ ها نشستن با یاران و خویشان زیستن، غروب هور مهر پدر را دیدن ،…




