سقوط قذافی و درس هایش
عباس کاظمی
لیبی ازجمله کشورهای افریقایی با مساحت۱۷۵۹۱۸۰کیلومترمربع ، درسال۲۰۰۷ با جمعیتی حدود ۷ میلیون نفری، ۹۷درصد اهل سنت ،دارای ۱۴۰ قبیله ،و حدود ۳۰ قبیله آن صاحب نفوذ بود.
قذافی نام حکومتش را جماهیریه (توده ها) گذاشته بود.حکومتش غیر انتخابی و قدرت در دستان قذافی ونزدیکانش متمرکز بود، احزاب سیاسی ممنوع بود،و انتخابات متعارفی نداشت.ساختار نظام سیاسی لیبی اقتدارگرایی و به قبایل خاصی متکی بود.در دوران قذافی آموزش رایگان و سطح سواد ۸۵% و بهداشت عمومی پیشرفته و رایگان،یارانه ها هم گسترده بود،درآمد کشور را با فروش حدود یک میلیون و هفتصد هزار بشکه نفت در روز تامین می کرد. قذافی باکمک کارشناسان کشورهای فرانسه،آلمان، کره و بریتانیا، ازجنوب کشوربا لوله هایی به قطر ۴ متر آب را به شمال لیبی انتقال داد. طول این خط لوله ۴۰۰۰ کیلومتر بود.هدف این پروژه بزرگ حدود ۳۰ میلیارد دلاری تامین آب شرب شهر های بزرگ و خودکافی کشاورزی بود.هم آب شرب تامین شد وهم مزارع مختلف گسترش یافتند و نیازهای داخلی تامین شدند. با این وجود ، نارضایتی های پنهان ناشی از بیکاری جوانان و احساس بی عدالتی و تبعیض های قبیله ای و فقدان آزادی های سیاسی روز به روز گسترش می یافت.
در فوریه۲۰۱۱حرکتی اعتراضی و مسالمت آمیز از سوی خانواده های ۱۲۰۰ زندانی مفقود شده، آغاز شد، که توسط نیروهای امنیتی قذافی بشدت سرکوب شد. اعتراضات در شهرهای بزرگ گسترش یافت و در شهرهایی مانند بنغازی و البیضا و.. به جنگ داخلی کشیده شد. قذافی در طول حکومت بیش از چهل ساله خود،با سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن و خودی و غیر خودی کردن، از بخشی از قبایل حمایت کرده بود و بخشی دیگر را نادیده گرفته بود.تبعیض و بی عدالتی را رواج داده بود،قبایل محروم با هم متحد شدند و برعلیه حکومت قذافی به اعتراض پرداختند. و از امریکا و ناتو کمک طلبیدند. ابتدا آمریکا و سپس ناتو فرماندهی حمله به لیبی را بر اساس «اصل مسئولیت حمایت» که در سال ۱۶۷۴ میلادی در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شده بود.به مداخله وتغییر حکومت لیبی اقدام کردند.۱٫
حکومت قذافی در سال ۲۰۱۱ با شکل گیری اتحاد نظامی قبایل و مردم مخالف و ناراضی و با استقبال از مداخله آمریکا و ناتو ساقط شد، قذافی دستگیر و کشته شد. با لغو تحریم ها، شرکت های چند ملیتی از نفت لیبی که کمترین هزینه را برای تولید داشت( هربشکه یک دلار) سود فراوانی بردند. تا اینکه جنگ های داخلی بین قبایل شکل گرفت. تورم سرسام آور و روز افزون شد. در همه زمینه ها کمبود و فساد و قاچاق گسترش یافت. سه جریان از قبایل قدرت گرفتند.کنترل نفت به یک میدان نبرد بی پایان بین قبایل تبدیل شد و منبع قدرت شبه نظامیان شد و تولید آن به دویست هزار بشکه به نفع قبیله حکم دست بدست می شد. تاکنون از امنیت و آرامش و دولت واحد مرکزی در آن خبری نیست. ۲
بسیاری از پژوهشگران عامل اصلی و مهم و موثر در فرو پاشی لیبی و سقوط قذافی و مداخله خارجی را ساختار حکومت اقتدارگرای قذافی می دانند. در علم سیاست نظام سیاسی اقتدارگرا، نظامی است که در آن اقتدار سیاسی متمرکز در گروه کوچکی از سیاستمداران است. ویژگی ممیز اقتدارگرایی قدرت بشدت متمرکز و مجتمع است و به رای و نظر و مطالبه مردم توجهی نمی شود،قدرت با سرکوب سیاسی و طرد مخالفان بالقوه تثبیت می شود.پژوهشگران در مطالعه رژیم های حاکم غیر دموکراتیک، براین باور هستند که کاربرد ابزار قهر وخشونت و اجبار برای سرکوب مخالفان عامل تعیین کننده نهایی در فروپاشی و یا استمرار این رژیم ها به شمار می روند متفکرانی مانند: برینتون،پاره تو، جانسون ، اسکاچ پل، تیلی، گلدستون و….براین امر توجه و تاکید دارند.حکومت های اقتدارگرا با رفتار و اعمال خود در نهایت وسیله اضمحلال و نابودی خود را در عمل زمینه چینی می کنند و در شرایط مناسب توسط مردم ساقط می شوند۳٫
درسال۲۰۱۰ گوران پنیک و دانیل ریتر نتیجه پژوهش خود را در مورد ۴۲ تغییر رژیم به کمک مداخله خارجی ازسال۱۹۲۰ به بعد منتشر کردند و نتیجه گرفتند که مداخلات معمولا به نابودی زیر ساخت ها و جنگ داخلی انجامیده است.
الکساندر داونز نیز ۱۰۰ مورد تغییر رژیم از سال ۱۸۱۶ به بعد را پژوهش کرده است و نتیجه گرفته است که جنگ داخلی در این کشورها گسترش یافته و زیر ساخت ها نابود و بطورکلی مداخله نظامی ابزار اثربخشی برای گسترش دموکراسی نیست۴٫
مداخله نظامی در لیبی و عراق و افغانستان در دهه های اخیر که همگان نیز از اخبار آن حضور ذهن دارند یافته های پژوهش های فوق را تایید می کنند .
مرور و مطالعه مداخلات خارجی و بررسی علل آنها و پیامد های آنان برای همه کنشگران سیاسی و مردم و حکمرانان امری ضروری و واجب است.
حکومت گرانی که با اعمال و رفتار و سیاسگذاری های خود
موجبات بی اعتمادی وشکاف اجتماعی و ایجاد بحران های مرکب، تورم، بیکاری و…و اعتراضات اجتماعی می شوند و در نهایت راه حل پاسخ به انتقادات و مطالبات مردم را در سرکوب، خشونت ورزی در پیش می گیرند.موجبات ایجاد یاس از تغییرات مسالمت آمیز می شوند.مردم نا امید تحت تاثیر تبلیغات رسانه های بیگانه به مداخله خارجی امید می بندد و دچارخطای ادارکی استقبال از مداخله گران می شوند. این مردم با خشن ترین وجهی سرکوب شده اند، مقصر واقعی اقتدارگرایانی هستند که مردم را به این سمت سوق داده اند.مداخله گران باپنهان کردن نیات واقعی خود . از فرصت سیاسی پیش آمده برای تحقق اهداف پنهان خود بهره برداری می کنند.
تنها راه مصون ماندن از مداخلات بیگانگان، برخودارداری از پشتیبانی و جلب رضایت و اعتماد اکثریت مردم درون کشور و توجه به مطالبات آنان است.
برخی از منابع:
۱-هاشم زاده ،علی محمد(۱۴۰۱) عوامل موثر در تحولات لیبی، فصل نامه دانش نامه علوم سیاسی
۲- خادمی، غلامرضا(۱۳۹۱)واکاوی عملیات ناتو در لیبی،نشریه مطالعات راهبردی جهان اسلام شماره ۵۰
۳-جهان تیغ،عباس و دیگران(۱۳۹۹)،مطالعه ساختار اقتدارگرایانه دیکتاتوری قذافی و نقش آن در ایجاد بحران ها،فصل نامه علمی و پژوهشی نگرش های نو در جغرافیای انسانی سال سیزدهم شماره اول
۴-مهاجر پور، حامد(۱۳۹۰)عملیات در لیبی، مداخله بشر دوستانه با امپراتوری گری،ماهانه ۲۵۶ رویداد ها وتحلیل ها،مرکز مظالعات اقتصاد بین المللی و انرژی






