آشنایی با علم سیاسی ۱
علم سیاست را به دو مفهوم خرد و کلان باید به کار برد. علم سیاست به مفهوم خرد با نظام سیاسی یا حکومت و نهادهای حکومتی و سیاستها و اعمال آنها و شیوه اعمال قدرت واداره امور جامعه سر وکار دارد، در حالی که علم سیاست به مفهوم کلان با زمینه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نهادهای حکومتی، زمینههای اجتماعی قدرت سیاسی، قدرت به معنای کلی و اجتماعی آن، تکوین، استمرار و زوال حکومتها، رفتار سیاسی فردی و جمعی، نهادهای سیاسی غیردولتی مانند سازمانها و گروههای ذینفوذ، روابط میان دولتها، اندیشهها فلسفههای سیاسی( با تاکید بر اندیشههای آزادی، عدالت و برابری)، رابطه نیروهای اجتماعی با جامعه مدنی با زندگی سیاسی، فرهنگ سیاسی، رفتار تودهای، تاریخ سیاسی یا دیپلماسی و اقتصاد سیاسی ملی و بینالمللی سر وکار داشته است..
منظور از علم آن دانشی است که بتواند روابط پایدار میان پدیدههای مورد بحث خود را کشف کند و به قاعدههای کلی دست یابد ،به عبارت دیگر علم از رابطه علت و معلولی میان پدیدهها سخن میگویدتوضیح علمی اصولاً توضیح علّی است، تنها با دستیابی به توضیح علّی و علمی است که هر دانشی به مرحله نظری میرسد و میتواند بر اساس قواعد کشف شده آینده را نیز بررسی کند با این حال شاید نتوان گفت که هیچ علمی به این مرحله از قطعیت کامل رسیده باشد.
آگوست کنت بنیانگذار علوم اجتماعی جدید علوم را بر اساس دو محور طبقهبندی میکرد یکی کلیت و دیگری ترکیب. مثلاً ریاضیات کلیت کامل دارد، در حالی که جامعه شناسی، علمی مرکب و مبتنی بر شناخت علل و و عوامل گوناگون است. احکام علم ریاضی کلّی هستند اما احکام علوم اجتماعی جزئی هستند به سخن دیگر ریاضیات دانش انتزاعی است، یعنی موضوعات آن ساختهء ذهن انسان است در حالی که علم طبیعت جامعه با موضوعات انضمامی یعنی پیچیده و چند وجهی و واقعی سرکار دارد. به علاوه در علوم اجتماعی و سیاسی برخلاف علوم طبیعی جدایی کامل میان ذهن و عین ممکن نیست و میان آن دو تداخل هست.موضوعات علمی اغلب در پرتو چهارچوبهای نظری تعیین و شناخته میشوند.
سیاست و تحولات سیاسی بر کل حیات اجتماعی تاثیر میگذارد. با یک سوء تصمیم یا تصمیم گیری ممکن است جنگ، انقلاب ،کودتا یا اصلاحاتی صورت گیرد.که همه حوزههای اقتصادی اجتماعی فکری و فردی افراد را دگرگون سازد. رشد و توسعه اجتماعی و فرهنگی به واسطه اصلاحات سیاستمداران بزرگ ممکن میگردد، همچنان که جنگ و تباهی اجتماعی از بداندیشی و بیکفایتی دولتمردان مایه میگیرد.
سابقه کوشش برای تاسیس علم سیاست به مکتب اثبات گرایی آگوست کنت در قرن نوزدهم باز میگردد، اثبات گرایی شورشی بر ضد نگرشهای متافیزیکی مذهبی و اخلاقی در علم بود و احکام فلسفی و اخلاقی را مهمل میدانست و تنها احکامی را که دارای ما به ازاء عینی باشند علمی می شمرد. اثبات گرایان پیشرفت علوم طبیعی را نتیجه رهایی آنها از قید و بند نگرشهای متافیزیکی میدانستند و در پی کاربرد همان روشهای علوم طبیعی بر حوزهء مطالعات اجتماعی و سیاسی بودند اثبات گرایان از این رو به وحدت کل علوم و وحدت روشهای علمی اعتقاد داشتند. آگوست کنت در کتاب علم سیاست اثباتی خود استدلال کرد که علم سیاست در مقایسه با علم فیزیک، فیزیک اجتماعی است و به همان شیوه علم فیزیک با پدیدههای ایستا و دینامیک در سطح جامعه سر وکار دارد..
به طور کلی در اثبات گرایی اعتبار احکام علمی بر اساس شواهد عینی قابل اثبات است میراث اثبات گرایی در دانش سیاسی، به رفتارگرایی در قرن بیستم رسید. ازاین دیدگاه نیز پرهیز از نگرشهای ارزشی و تجویزی و روی آوردن به توصیف طبقه بندی و کشف قواعد حاکم بر رفتار سیاسی، گردآوری دادهها، مشاهده و تجربه و اندازهگیری روش اصلی سیاسی جدید تلقی شدند. در اوایل قرن بیستم مکتب شیکاگو در آمریکا علم سیاست به مفهوم جدید را گسترش داد و بحث تجربی از قدرت و شیوههای کاربرد آن،رفتار گروهی و دسته جمعی عوامل تعیین کننده رفتار سیاسی و غیر به عنوان بحث آن علم تلقی شد. پس از جنگ جهانی دوم گرایشهای علمی و تجربی گوناگونی دانش سیاسی ظاهر شدند. که از مهمترین آنها نگرش سیستمها، نگرش کارکردی و نگرش کنش عقلانی بوده اند..
بشیریه،۱۳۸۲))
سیاست در معنی یونانی علم حکومت و شهر بود. این معنی را سی لی مطرح کرده و سیاست را علم شهرها نامیده است .
مفهوم پذیرفته شده و به کار رفته امروزین «سیاست» از مفهوم علم سیاست فراتر میرود، امروزه واژهء« سیاست »به مسائل جاری و حکومت که ماهیت اقتصادی و سیاسی در مفهوم علمی دارند، اشاره می کند.
به گفته رابرت دال سیاست یکی از حقایق غیر قابل اجتناب زندگی بشر است.
«دانشمندان سیاسی برجسته از سراسر جهان در سپتامبر ۱۹۴۸ در کنفرانس یونسکو ، «علم سیاست» را به جای علوم سیاسی و برای نامیدن این رشته علمی پذیرفتند.»
تعریف علم سیاست: علم سیاست رشتهای از آگاهی اجتماعی است که وظیفه آن شناخت منظم اصول و قواعد حاکم بر روابط سیاسی میان نیروهای اجتماعی در داخل یک کشور ، و روابط میان دولتها در عرصه بین المللی است.
علم سیاست، فهم گذشته، بررسی قدرت واقتدار، و نفوذ در گذشته به فهم و شناخت نهادها ، اندیشهها و روندهای امروزین بسیار کمک میکند.
تقسیمات علم سیاست
کمیتهای که یونسکو ۱۹۴۸ بر پاداشت تا اساسنامه انجمن بین المللی علم سیاست را آماده کند موضوعهای مورد مطالعه علم سیاست را بدین شر ح برشمرد
۱٫نظریه سیاسی
الف ) نظریه سیاسی
ب) تاریخ اندیشههای سیاسی
۲٫حکومت
الف) قانون اساسی
ب) حکومت ملی
پ)حکومت منطقهای و محلی( ایالتی و ولایتی
ت. اداره امور عمومی
ث. وظایف اقتصادی و اجتماعی حکومت
ج. نهادهای سیاسی تطبیقی
۳٫ احزاب گروهها و افکار عمومی
۴٫روابط بین الملل( سیاست، سازمانها، حقوق بینالملل..
دانشگاههای کشورهای گوناگون بسته به نیازها تغییراتی در این تقسیم بندی به عمل آوردند اما چارچوب کلی موضوعها و مباحث علم سیاست به همان صورتی که یونسکو ارائه کرده، همچنان بر جای مانده است
در تعریف علم گفته اند شکلی از آگاهی و دانش اجتماعی است که وظیفۀ آن شناخت منظم قوانین عینی حاکم بر طبیعت،جامعه واندیشه و کشف چگونگی کاربرد آنها در عمل است. علم، اگاهی و دانش انسان است که با واقعیات یا حقایقی که نظم یافته اند و کارکرد قوانین عام را نشان می دهند،ارتباط دارد.علم واقعیات را جمع می آوردو باتوجه به یک رابطۀ علت و معلولی، آنها را به هم پیوند می دهد با این هدف که نتایج معتبری به دست آورد.دانش علمی برعقل و استدلال مبتنی است،بنابراین قابل رسیدگی و قابل انتقال از راه بیان است.
ویژگی های اصلی علم عبارت است از:
الف. توانایی ارائه فرمولی دقیق، دائمی و مرتبط
ب. توانایی تعمیم وپیش بینی
پ.توانایی رسیدگی به داده ها و تعمیم ها
ت. توافق در باره روش ها
ث. آموزش مناسب کسانی که به کار علمی اشتغال دارند.
هدف اصلی آموزش علم سیاست
هدف اصلی آموزش علم سیاست،دادن آگاهی سیاسی به مردم یک جامعه آزاد است. آگاهیهای سیاسی مردم و احساس مسئولیت آنها در قبال سرنوشت جمعی خود و کشورشان می تواند سبب بقای جامعه مطلوبشان باشد. اگر چنین آگاهی و مسئولیتی وجود نداشته باشد، جامعه فرو میباشد. آگاهی و فهم پیچیدگیهای حکومت و بهایی است که همه مردم باید برای اداره زندگی خود بپردازند .
علم سیاست میکوشد این گونه آگاهیها را به وجود آورد. علم سیاست با دادن آموزش مناسب به افراد مستعد و علاقمند را برای داشتن مشاغلی در امور سیاسی حقوقی آموزشی خدمات کشوری خدمات خارجی آماده میکند. این وظیفه علم سیاست به طور عموم در دانشگاهها صورت میپذیرد و به کسانی که این آموزشها را یافتهاند مدارک علمی داده میشود(عالم،۱۳۷۳)
منابع:
۱-عالم، عبدالرحمن، بنیادهای علم سیاست ،تهران، نشر نی، ۱۳۷۳ چاپ بیست و پنجم
۲-بشیریه،حسین،آموزش دانش سیاسی مبانی، علم سیاست نظری و تاسیسی ، تهران ،موسسه نگاه معاصر،سال ۱۳۸۲ ،چاپ دهم
علم سیاست، فلسفه سیاسی، هنر حکومت، علم فرمانروایی
علم سیاست مطالعه سازمان و کردار حکومت است که از روزگار ارسطو پیشینه دارد. و فرق آن با فلسفه سیاسی در این است که علم سیاست گرایشهای تجربی دارد نه هنجاری و دستوری.
علم سیاست عبارت است از:
۱-مطالعه علمی و آکادمیک تئوری و عمل سیاست و توصیف و تحلیل نظامهای سیاسی و رفتار سیاسی
۲-بررسی حکومت یا دولت، و شکلها، سازمان و وظایف آنها
۳-علمی که موضوع آن، مطالعه و بررسی در ماهیت حکومت و دولت و انواع آن و پدیدهها و نهادهای سیاسی است.
۴- بررسی تمام اشکال قدرت در جامعه انسانی.
۵-علم کسب و حفظ قدرت
۶-علم و هنر راهبری یک دولت و هر نوع روش اداره یا بهبود امور شخصی و اجتماعی
۷-هنر حکومت بر نوع بشر از طریق فریفتن و گول زدن آنان
۸-علم فرمانروایی دولتها
۹-اخذ تصمیم در بارۀ مسائل ناهمگون
۱۰- علمی که میآموزد چه کسی میبرد و چه چیزی را میبرد، کجا میبرد ، چگونه میبرد و چرا میبرد.
۱۱- تدابیری که حکومت به منظور اداره امور کشور اتخاذ میکند.
منابع :
۱- آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، مروارید، چهارم،۷۶، ص ۲۳۰
۲- آقا بخشی، علی؛ فرهنگ علوم سیاسی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، سوم، بهار۷۶، ص ۳۲۹








